أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) ( مترجم : محمد توكل )

59

فتوح البلدان ( فارسى )

بود كه نمىخواهيم رسول الله را از دست بدهيم « 1 » . و گفت : پس مردمان به خانهء ابو سفيان در آمده در به روى خويش بستند و جنگ افزار بر زمين نهادند . رسول الله ( ص ) نزد حجر « 2 » آمد و آن را لمس كرد و سپس طواف خانه كرد و به بتى رسيد كه كنار كعبه نهاده بودند ، با كمانى كه قوس آن را در دست گرفته بود به چشم بت خلانيد و گفت : جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً « 3 » . و چون از طواف آن فارغ شد به صفا آمد و بالاى آن رفت و از آنجا به خانه نگريست و دستها به ستايش و دعاى پروردگار بلند كرد . محمد بن صباح از هشيم و او از حصين بن عبد الرحمن و او از عبيد الله ابن عبد الله بن عتبه روايت كرد كه رسول الله ( ص ) روز فتح مكه گفت زخميان را مكشيد و فراريان را دنبال مكنيد و اسير را به قتل نرسانيد و هر كه در به روى خود بندد در امان باشد . واقدى گويد كه غزوهء فتح « 4 » در ماه رمضان سال هشتم انجام گرفت و رسول الله تا روز فطر در مكه اقامت كرد و سپس عازم غزوهء حنين شد و عتاب ابن اسيد بن ابى العيص بن اميه را والى مكه كرد . رسول الله ( ص ) فرمان داد تا همهء بتها و صورتهايى را كه در كعبه بود نابود سازند و گفت : ابن خطل را بكشيد هر چند كه به پردهء كعبه متمسك شده باشد . پس ابو برزهء اسلمى وى را بكشت .

--> ( 1 ) . نگرانى انصار از آن بود كه پيامبر ( ص ) در مكه اقامت گزيند و از بازگشت با ايشان به مدينه منصرف شود . ( 2 ) . منظور حجر الاسود است . ( 3 ) . ( و بگوى ) كه راستى و درستى آمد و كژى شد ( برفت ) و نيست گشت . بدرستى كه كژى شدنى ( رفتنى ) بود . سورهء اسراء ، آيهء 81 . ( 4 ) . مراد غزوهء فتح مكه است .